بالاخره در اين صفحات به تعداد زيادي از پزشكان پاپ‌ها برمي‌خوريم‌. انتصاب به مقام‌ سرپزشك پاپ‌، بي‌شك امتياز پزشكي و اجتماعي بزرگي بود و طرف‌ِ مراجعه‌ٴ گه‌گاه‌ِ پاپ و اعضاي دربارش بودن نيز گامي به‌سوي رسيدن به مقام پزشكي دربار پاپ بود. فرانچسكو كاسيني در خدمت شش پاپ بود، از اوربانوس پنجم تا آلكساندر پنجم‌. كولياك در خدمت‌ كلمنس ششم‌، اينوكنتيوس ششم و اوربانوس پنجم بود؛ يوآنس ياكوبي در خدمت اوربانوس‌ پنجم‌، گرگوريوس يازدهم‌؛ ژان دو تورنامير در خدمت گرگوريوس يازدهم و ناپاپ كلمنس هفتم‌؛ پير دوكسون در خدمت ناپاپ كلمنس هفتم‌؛ جرونيمودي سانتا فه‌ٴ مرتد در خدمت بنديكتيوس‌ سيزدهم بود. البته انتصاب به‌دست‌گاه يك كاردينال هم امتيازي محسوب مي‌شد، مثل رمون‌ شالمل دو ويويِر.
براي اطلاعات بيشتري در مورد پزشكان پاپ‌ها  ¿ فصل اول‌. كارل شافر دو سند منتشر كرده‌، درباره‌ٴ دو پزشك به نام‌هاي آلبرت وورتسبورگي و ربرتو دا سينگالا (در آنكونا) كه‌ فرانسويان او را روبر دو سنگال مي‌نامند. آلبرت پولي براي سازمان اخوت آلماني آوينيون و شهسواران توتوني وصيت كرد. روبرتو نگهبان پاپ‌، سلماني اوربانوس پنجم و گرگوريوس‌ يازدهم و جراح شخص مذكور بود. بنابر گزارش وي به خرج پاپ در سال 1369 از سيزده بيمار زاير و كشيش مراقبت كرده است‌.
پزشكان پاپ‌ها، شاهان و امپراتوران در آن زمان هم مانند امروز انگشت‌شمار بودند؛ حتي‌ موٴلفان آثار طبي هم مانند امروز استثنايي بودند. پزشكان معمولي چيزي ننوشته‌اند و با وجود لياقت و خدماتشان محكوم به فراموشي بودند. به‌علاوه‌، در آن زمان هم مثل امروز اقسام‌ پزشكان وجود داشتند، خوب‌، بد و متوسط؛ برخي پزشكان نادر خدمت را تا سرحد ايثار مي‌رساندند و در عوض جمعي هم در حد جنايت آزمند بودند. محقق عادات و رسوم پزشكي‌ در نوشته‌هاي آن دوران از قبيل آثار اوستاش دشان جزئيات زيادي در اين‌باره خواهد يافت‌. اسناد بايگاني‌ها، كه هنوز مقدار كمي از آنها مورد پژوهش مورخان پزشكي قرار گرفته‌، دقايق بيشتري‌ را روشن خواهد كرد. قبلاً از مورد ياكوپودي كولوتچوي لوكايي ياد كرديم‌.
مطابق معمول آثار مربوط به سده‌ٴ پانزدهم نسبتاً فراوان‌تر از سده‌ٴ چهاردهم است و ممكن‌ است انسان با بررسي اولي اطلاعاتي در مورد سده‌ٴ پيشين به‌دست آورد. مثلاً سودهُف اسنادي را چاپ كرده‌، كه در آنها پزشكان حضور خودشان را در جايي براي مراجعه‌ٴ مشتريان آگهي كرده‌اند. اين به زمينه‌ٴ بازارگرمي و فريفتن بيمار مربوط مي‌شود؛ ولي اگر پزشك سياري صرفاً خواسته‌ باشد رسيدن خود را به شهري به اطلاع بيماران برساند احمقانه است كه او را حتماً كلاه‌بردار بدانيم‌، يا اگر پزشك مقيمي از خود مطب داشته‌، حتماً آدم درست‌كاري بوده‌است‌. هر چيز به آن‌ صورتي كه مي‌نمايد نيست‌.